تبليغاتX
انجمن شعر جوان اهواز بروز شد

انجمن شعر جوان اهواز بروز شد

اهنگی که در کودکی سرکوب شد

دستانی که بوی ِ جنگ می دهد

با  ُنت ها

عشق بازی می کند

- بی هوش می شوم

به دوش می روم

تا نور

- بی معرفت

گوش می کنم

به گلایه هایی

خاطراتی که زنگ زده اند!

دستانم سردُ بی حس

سر خیش  ُگم

"خانم احمدی خط کش اَت"

کج شده است

بغض هم

تنبیه را بیشتر می کند!

با خط کش.

دانش آموختم

و هنر را با موسیقی ِ زیبای ِ

آژیرُ بمباران

دل تنگِ دوش شده ام

تا عسل ِ شهامت بگیرم

با قطره های ِ زجر های ِ کودکی

در زمان لعنتی ِ منجمد شده

مرادی ، فرخ زاد می شود

تا من

عریان

بی پناه

گریان

کفن شوم

در سنگری

در آغوشی

که بوی ِ جنگ می داد

 

                                         امین کریمی  

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 5 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

حرف سیزدهم

آخرین برگ-اَم

در صحنه ی ِ بازی

باقی مانده از تاریخ

نا نوشته در صفحه

با نیزه ای در پُشت

گِره کرده

برای آخرین بازمانده

در جنگل ِ کلمات

                                   امید مُهی از شوشتر

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

کوچه ی زخمی

ورم پنجره را

چند قالب یخ نمی خواباند

 این کوچه را سنگ ها

هی زمین می زنند

و من دکمه های-ام را

به درخت های همین کوچه بسته ام

آستین –ام را بالا بزنم

شاخه های شکسته

کاغذ-ام را سرخ می کنند

 

                                                   احمد تمیمی از اهواز

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

من ِ گمشده

وقتی گرفتم نبض زمین را

تا پی ببرم

به روز آهسته

پلک هایش را بسته

و من در ماورای ِ افکارم

می خوردم ، حسرت ِ سبز تنهایی

و دو چشم فریبا

که به حرمت گرمی دست های از دست رفته

نشکستیم ذهن ِ سکوت را

و هنوز از یاد نبرده ام

که گم شدم در خاطرش

و در گردابِ زمان

آهسته محو می شوم

و شاید...

                                      عطار زاده  چالش تری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

برای ِ من

برای آنها ، درد فقط تاخیر است

برای ِ ما

نرسیدن

بازماندن

پوسیدن

شکوه ها را لای ِ دندان ها پرچ می کنم

وقتی تمام ِ خیابان های یک طرفه اند،

مگر پرستو ی مهاجر چقدر

عمر ِ کوچ دارد؟

مگر بوی پیراهن ِ

چند چشم قربانی می گیرد

برای من

یک کوچه ی بارانی و یک فانوس بیاور

- بین خودمان باشد -

هنوز

پیش از خواب

تازه یادم می آید

توی ِ جیب هایم

تاریکی ؛

بی انتهاست....

                               داوود زهیری از اهواز

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

1

غذا بوی ِ تو را می دهد

خانه بوی ِ غذا

دست های ِ تو درون ِ قابلمه

شام ِ امشب-اَند

۲

از خانه که می رویم

چشم های ِ تو را

کاسه ی ِ بدرقه ، دوشیده است

                            سلوا بختیاری از اهواز

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

دعوت به همکاری در زمینه ی ادبیات

با سلام به مدیران و دوستان انجمن های شعر جوان اینترنتی

نظر به اینکه خوشبختانه در تمامی استان ها حداقل در

اینترنت انجمن ادبی هست و بنده سعی کردم از تمامی

استان ها ، شهر ها و بخش ها دعوت به همکاری کنم

سعی بر این دارم با یاری دوستان در بلاگ انجمن شعر

جوان اهواز ، شعر تمامی دوستان جوان ایرانی در

سرتاسر جهان را با ذکر نام و منبع در بلاگ آرشیو کنم

و در معرض دید و نقد و نظر دوستان قرار دهم

و امیدوارم دوستان ادبی اینترنی به خصوص مدیران 

وب های انجمن شعر جوان در نشستی اینترنتی

صفحه ای را اختصاص بدن برای کل انجمن های

سراسر ایران که فقط مدیران با رمز مشترک اجازه ی

ورود و بروز کردن وب را داشته باشن

 از همین الان آمادگی خود-ام را برای این نوع فعالیت

کشوری اعلام می کنم و از دوستان می خواهم راجع

به این موضوع فکر کنند و تصمیم بگیرند و اطلاع بدهند

به امید روزی که جوان های ادبیات ایران بتوانند

وب مشترکی داشته باشند.

از مزیت این نوع همکاری شناخت بیشتر دوستان

اینترنتی کل کشوراست

و این بلاگ یا سایت می تواند مرجع باشد و تمامی

دوستان در سراسرجهان به آن دسترسی دارند

و شعر تمام دوستان در تمام نقاط ایران را در اختیار

دارند و تفاوت جغرافیای در شعرها مشخص می شود 

و می توانیم نظر سنجی در زمینه ی شعر

استانی برگزار و برگزیده های ادبیاتی را

انتخاب کنیم در ضمن از دیگر کارهای این نوع

همکاری در دسترس بودن تمامی دوستان در

سراسر جهان است.

با سپاس و احترام به تمامی دوستانی که

براشون پیغام گذاشتم.

امیدوارم دوستان همکاری کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

جنگ ، مرد ، من

جنگ

مرد

خاک می کند خود-اََش را

پیش از مرگ

و من که

هنوز بوی ِ باروت می دهم...

                               محسن مزخوری از اهواز

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 2 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

خوش به حال ِ زنی

که از خواب ِ اَقاقی بیدار نمی شود

و نمی داند

آفتاب گردان ها

در سایه ها ی ِ سوخته می میرند!!!

                          لیلا منجزی ( کیانی کیا ) از اهواز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

اقلیما سر ِ اقلیم-اش دعوا کردند

و دیگر هابیل بذر افشانی نکرد

و تو، شب ها به یک وسعت ِ چند سانتی متری خود

نگاه می کنی

و چشم در چشم هابیل می گویی:!

زمان ِ بذر افشانیست.

                                         ستار حاجیان از اهواز

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 3 قبل از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

مطالعه در مورد شعر

۱- بررسی نظرات و بیانیه ها در شعر امروز ن مهدی شاد خواست

یک جلد

۲- از صبا تا نیما ن دکتر محمد آرین پور

دو جلد

۳- تاریخ تحلیلی شعر نو ن دکتر شمس لنگرودی

چهار جلد

۴- طلا در مس ن دکتر رضا براهنی

سه جلد

۵- کیمیا و خاک ن دکتر رضا براهنی

یک جلد

۶- سیر ِ تحول در شعر امروز

" خاصه ها و شناسه های ِ رفتاری" ن کاظم کریمیان

یک جلد

" کتاب آقای کاظم کریمیان" در مورد شعر اهواز است

و به تمام ِ دوستان اهوازی سفارش می کنم حتمن آن را مطالعه کنند

( لطفن کتاب ها را طبق شماره گذاری تهیه و بخوانید)

" زیرا از گزینه ی ۱ تا ۶ تکمیل کننده ی یک دیگر-اَند"

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

سطر ناهمگون

سرباز ِ سفید ِ شطرنج

سیگار-اَم

شاه-اَم که دود-اَش می کنم

بر دیوارهای ِ  جشمید

تخت خوابیده است

سرباز ِ سفید-اَم

میله ی ِ پرچم

به آن آرم ِ دزدان ِ دریایی می آویز-اَم

به احترام ِ پرچم قیام کنید

سرباز-اَم تنهاست

                       علی شیخ علی چالش تری از اهواز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

تگرگ در آغوش مه

- نگاه کنید؟

دبستان ِ دستان-اَم

چقدر!

با پنجره ی ِ پیروزی

فاصله دارد!

                  علی شیخ علی چالش تری از اهواز

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

انجمن های اهواز

شب شعرهای اهواز

دوشنبه عصر:

ساعت شش ، خیابان دو شرقی کیانپارس خانه ی هنر

سه شنبه عصر:

ساعت پنج ، سینما اکسین تالار اشراق حوضه ی هنری اهواز

چهار شنبه عصر:

ساعت شش ، خیابان دو شرقی کیانپارس خانه ی هنر انجمن شیدا

جمعه  عصر:

 شب شعر خروش ماهی یک بار خانگی برگزار می شود

دوستان اهوازی و خوزستانی که ماییلند در شب شعر ها شرکت کنند.

می توانند هر هفته در جلسات حضور بهم رسانند.

انجمن شعر جوان اهواز.

" ورود برای عموم آزاد است " 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

تدوینی از مزامیر داوود

یک روز

در جنگل های ِ تو ، در جنگل های ِ تو در جنگ

یک روز

در جنگل های ِ تو آتش.

یک روز

در جنگل های ِ تو بهتر است.

زیرا

اینک

دشمنان ِ تو می خروشند.

به آنان که پشت ِ خط

پشت ِ خط بمانند!

ما که نوجوانی مان را پنهان کرده ایم.

آیا دیگر به ما نمی آید...؟

ما

در مسیر ِ رودخانه های ِ فصلی کوچ می کنیم.

خانه ما نزدیک ترین بود

اما

ما ، به سبب های ِ نامعلومی...!

اما

همه چیز تصویر های ِ زمینه است.

زندگی . زیر پا . پشت ِ سر...

همه جا تکه تکه

به ناچار کنار هم نشسته ایم.

که بیشتر به خودمان بیاییم.

زیرا یک روز در صحن های ِ تو بهتر است.

زیرا که.

تمامی روز

در نا خودآگاه ریشه زده است.

نا خودآگاه در جمع!

زیرا.

صادقانه احمق بودیم!

زیرا

او هیچ چیز نیکو را

منع نخواهد کرد.

راه می روند و رفته اند و جمع اساس زمین. متزلزل است.

به طریق های ِ من بیا!

گنجشک ها فرزندان ِ خود را

در مذبح های ِ تو می گذارند.

نزد آب شورش ها و نزع!

اما...ما

به سبب های ِ نا معلومی...!

این شب نامه

دست به دست تغییر کرده است

و ما

هیچ چیز نمی دانیم.

 

پروین آزادی مقدم از اهواز   بهار ِ 83

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  | 

تسلیم

دیدم از پرتگاهِ پلکِ تو

ستاره از چشم افتاد و

مهتاب بر دهان نشست

دیدم این مَردِ عاقبت

بال از موهای تو گرفت و سپید

عقابِ بورِ لحظه ات

شکار خونی را

پشت میله های سینه ام درید.

                                                          سلوا بختیاری از اهواز

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط شاعر متروکه  |